مسجدسازي و اهميت آن «در حال حاضر» بر کسي پوشيده نيست که امروزه با رسالتي که انقلاب اسلامي بر دوش دارد، مسجد به عنوان جايگاه والايي براي دفاع از ارزشهاي فرهنگي، علمي و سنتهاي ارزشمند اسلامي، جلوه اي بس ويژه در جامعه اسلامي پيدا کرده و در جهان کنوني، حياتي نويافته است. در حال حاضر اهل منبر و مسجد در گوشه هاي محتلف جهان بيدار و به خيزش رسيده اند و در راه مبارزات حقجويانه اسلامي پيشقدم شده اند.مسجد ميعادگاه و محل تجمع و نقطه شروع حرکتهاي انقلابي و از همه مهمتر، مکاني مقدس براي شکرگزاري و سجده گاه مومنين است. اگر به گذشته نظري بيفکنيم همواره مسجد را مأمن جهاد کنندگان در راه شرف اسلامي و آزادي مسلمين خواهيم يافت و اين نکته شاهد و تأکيدي بر اهميت ويژه مسجد در عصر احياء تفکر اسلام راستين محمدي است (اگرچه مسجد روزگاري را در انتظار و در سکوت و خلوت خويش گذراند) با توجه به اين اهميت است که «معماري اسلامي» به طور عام و «معماري مسجد» به شکل خاص، چشم جهانيان را به خود متوجه کرده است. هرجا که سخن از معماري اسلامي در ميان بوده است، مسجد به عنوان سمبل و معرف اين معماري مطرح شده است. با توجه به همين ويژگي، همچنين به سبب توجه و علاقه اي که عموم طبقات مردم، بدان داشته و دارند، سلاطين و حکمرانان هم در دوران حکومت خويش، با ساخت مساجدي با شيوه هاي جديد (از نظر فرم ظاهري نما و گاهي با اضافه کردن فضاي بديع و همراه با نوآوري)، سعي در تثبيت موقعيت خويش مي نمودند و آن شيوه را اشاعه مي دادند. گرچه از اين راه نيز تحکيم موقعيت ايشان (به واسطه ظلم و جورشان) حاصل نمي شد. در هر صورت «معماري اسلامي» تحت تأثير ويژگيهاي هر دوره تحول يافت. در نتيجه انواع بناهاي يک ايوانه، دو ايوانه، چهار طاقه و گنبدي به وجود آمد.
اولين مسجد در ايران
با ورود مسامانان به ايران و وارد شدن تمامي ارزشهاي راستين الهي به اين مرز و بوم، تار و پود جامعه طبقاتي ساساني يکباره بهم ريخت و طرحي نو براي زندگي و حيات آدميان پي ريزي شد. جامعه متفرق ايراني که نتيجه منطقي اختلافات اديان جاهلي بوده است با پيام جديدي که ارتش اسلام از سرزمين رسول خدا (ص) براي آنها به ارمغان آورد به نداي فطرت خداپرستانه انساني خويش گوش فرا مي دهد و پس از مدت کمي جامعه ايراني به دين جديد روي مي آورد.احتياج به فضاهاي عبادي سياسي نماز جماعت و جمعه مسلمانان را واداشت تا به ساختن اولين مساجد در ايران اسلامي اقدام کنند. به طور کلي سير تحول مساجد در ايران از اين تاريخ سه طريق زير را طي مي کند:الف- ساخت مساجد با سبک و اسلوب و شيوه مساجد اوليه مسلمانان در سرزمين عربستان.ب- تبديل و تغيير اماکن مذهبي جاهلي و بازسازي آنها (در صورت امکام) به صورت معماري مساجد اسلامي.ج- شروع حرکت مستقلانه معماري اسلامي.
مساجد در ايران
در اين نکته شکي نيست که ايرانيان در همه آثار هنر و معماري قبل از اسلام خويش، نوعي هنر و معماري متکي بر تجربيات فني بسيار والا و مستقل از هنر و معماري شيوه هاي بيگانه را دارا بوده اند و به وسيله آنها انواع ارزشهاي فضايي را در دوران خود شکل داده اند. اما با همه اين احوال معماران ايراني و مسلمانان از زمان ورود اسلام به ايران در ايجاد فضاهاي معمارانه با اسلوب ايراني و با هدف الهي، دچار وقفه شده اند.اين وقفه، شامل مدت زماني است که آنها به منظور آشنايي با خواست و هدفهاي اسلام از فضاهاي معماري صرف کرده اند، آثار اين دوره فقط تقليدي بود از سبک و شيوه ساخت معماري اسلامي مسلمانان عرب.
تقليد از مسجد مدينه
1- مسجد بصره (14ه.ق) با شيوه مسجد مدينه ساخته مي شود: حياط مرکزي و شيستانهاي ستوندار اطراف آن، دو رديف ستون به موازات ديوار قبله. نقشه کلي مربع شکل است و ابعاد آن با ابعاد مسجد نبوي اوليه، تقريباً يکي است. محدوده ديوار آن حصاري از توده هاي ني بود.
مساجد عربي ايران
منظور از اين عنوان، شناساندن آن دسته از مساجدي است که شيوه ساخت مساجد مسلمانان عرب را تقليد کرده اند. اين مبحث مربوط به آن قسمت از مقالاتي مي شود که استادان معظم اين رشته تحت عنوان شيوه خراساني در معماري ايراني از آن نام مي برند و معتقدند که اولين و مهمترين آثار مربوط به اين شيوه- با خصوصياتي که در زير خواهد آمد-، اول بار در خطه خراسان نضج گرفته است، و منظور از خطه خراسان تمامي نواحي مشرق ايران يعني کشور ترکمنستان، افغانستان، و... را شامل مي شده است.موارد زير از خصوصيات اين شيوه است:1)سادگي و بي پيرايگي و دوري از هرگونه تزيين و زينت مادي و دنيوي.2)پرهيز از ارتفاع در بنا.3)استفاده از مصالح بوم آورد، يعني مصالح مخصوص خود منطقه.معماران ايراني در اوايل از معماري اسلامي اعراب تقليد مي کرده اند و در ساختن مسجد يک محوطه اي را با ديوار خشتي محصور کرده و سايباني بر روي اين محصوره به وسيله چوب و حصير مي ساختند. با تکميل اين طرح سقف مسطح حصيري باحمال هاي چوبي بر روي ستون هاي سنگي يا آجري و خشتي ساخته شده است.مساجد زيادي را که به پيروي از سبک و شيوه عربي در قرنهاي بعد ساخته شده اينک مي توان مشخص کرد. تقليد از سبک عربي بيشتر در ارتباط با مسائل اقليمي صورت گرفته است.مسائل اقليمي به دو بخش مصالح و مواد ساختماني و آب و هوا تقسيم مي شوند. در قسمت مصالح و مواد ساختماني، مناطق کوهستاني که از حيث مصالح خاکي در مضيقه هستند نيز در ساختمانها از چوب و سنگ موجود در منطقه استفاده مي کنند.بارش برف و باران زياد نيز باعث مي شود تا نوع و شيوه معماري بخصوصي به کار گرفته شود تا ساختمان از گزند باران و برف حفظ شود. مخصوصاً در معماري مساجد که دهانه هاي بزرگ و فضاي تالارها به پوشش نياز داشت تقليد از شيوه عربي از نظر کاربري و اقتصادي صرفه بيشتري داشت مانند نمونه هاي زير:مسجد کوچه ميرنطنز، از قرن 6 ه.قمسجد سراور گلپايگان، از قرن 9 ه.قمسجد حاجتگاه ابيانه
تعريف وسابقه گنبد
گنبد سقفي است نيم کروي يا مقعر که معمولاً در بالاي پلانهاي مدور يا مربع و کثيرالاضلاع- که با کمک گوشوار مدور مي شود- تعبيه مي گردد.ساختمان گنبد داراي سوابق طولاني است که قدمت و سير تحول آن بخوبي روشن نيست، ولي با توجه به گفته هاي «ويل دورانت» مورخ هنر و نويسنده کتاب عظيم «تاريخ تمدن» چنين خانه هايي را در جايي که روزي سرزمين سومر بوده است، هم اکنون به آساني مي توان ديد. کلبه ها دري چوبين داشته که روي پاشنه اي سنگي مي چرخد، و کف اطاق معمولاً گلي بود، سقف کلبه را با خم کردن و اتصال سرني ها به شکل قوسي مي ساختند، يا اينکه ني ها را گل اندود مي کردند و روي تيرهاي عرضي سقف مي کشيدند.گنبد اصولاً جنبه حفاظي دارد ولي اين عنصر حفاظتي نيز، مانند ساير عناصر انتفاعي، عملاً داراي جنبه هاي هنري است و به عبارت ديگر ذوق و سليقه زيبايي خواهي در آن وجود دارد و انواع ساده، و بخصوص نوع دوپوشي آن را مي توان در زمره هنرهاي تزييني محسوب داشت.يکي از معاني گنبد قبه است و چنانچه اين کلمه را با کپه نزديک بدانيم، عبارت از تل خاکي خواهد بود که روي قبر ريخته مي شود. کپه در روي قبور مصر باستان، قبل از سلسله ها، معمول بوده و مصطبه ناميده مي شده، به اين معني که در آن زمان جسد را در گودالي که با شن پوشيده مي شد مي گذاشتند و چون اين شنها با گذشت زمان از بين مي رفت و اجساد نمايان مي شد، بتدريج به فکر استحکام قبرها افتادند. بنابراين شنهاي کپه شده روي قبر به بنايي که معمولاً از خشت خام بود، مبدل گرديد. در دوره سلسله هاي دوم و سوم، ساختمان فوقاني اين قبور تغيير کرد. از آن پس روي قبرها را با توده اي از خاک و سنگ پر کرده و جدار خارجي را با خشت مي ساختند و گاهي آنها را با تخته سنگهاي بزرگ مي پوشاندند. قديمي ترين گنبد ايراني که تاکنون شناخته شده، گنبد کاخ اردشير در فيروزآباد است. اين گنبد که بر روي ديوارهاي خيلي ضخيم بنا شده، چنان نادرست و بي ترتيب ساخته شده که در ارتفاع چند متري از قاعده آن هنوز برش افقيش مدور نيست و به احتمال قوي، اين گنبد يکي از اولين انواع طاق است که در ساختمان تحقق يافته و مدتها پيش از ساختمان آن دهقانان فارس ساختن آن را مي دانستند و آن را با خشت خام مي شاخته اند و قديمي ترين نمونه آن از بين رفته است. اين نوع طاق که در دوره ساساني مسير تکاملي را مي پيمود و ساختمان بين منطقه سطح مربع و قسمت مدور گنبد تا دوره اسلامي متکي به قاعده درستي نبود، با وجود اين در تمام دوره ساساني با شکوهترين و پسنديده ترين طاقها شناخته شده بود. هنوز مي توان حدود سي نمونه کم و بيش ويران شده آن را در باختر ايران مشاهده کرد. در صورتي که در خاور کشور فقط در دامغان و بازه هو و کوه خواجه از اين نوع ديده مي شود. در مغرب ايران نيز جالبترين نمونه هاي مسجد ايراني که عامل اصلي آن چهار طاقي ساساني است را مي توان ديد. اين نوع مسجد عبارت از گنبدي است روي چهارپايه که به وسيله چهار قوس پيوسته قرار دارد.از اينجا مي توان نتيجه گرفت که گنبد ايراني نه تنها در غرب ايران و مخصوصاً در فارس به وجود آمد، بلکه عظمت خود را نيز براي اوليتن بار در آنجا به دست آورده است. بديهي است که اگر به حجاري هاي کوير نجيک اعتماد کنيم، مدتها پيش از آن در آشور هم ساختمان گنبد معمول بوده و همچنين در مصر و يونان و روم، اما با تکنيک ديگري، و اين نشان مي دهد که در نواحي مختلف گيتي اقدام به پوشاندن تالارهاي مربع يا مدور به وسيله گنبد کرده و در همه جا وسائل اين کار را به دست آورده اند. نگاهي به تزيين محراب
محراب در مسجد مکاني است براي پيشواي مذهبي، هنگامي که نماز را به صورت جماعت مي گزارد. محراب معمولاً در ضلع جنوبي ديوار مساجد، رو به قبله نمازگزاران بنا مي شود، گاهي از سطح صحن مسجد گودتر و گاهي در قسمتي از ديوار فرو رفته است. همان گونه که به آراستن گنبدها و مناره ها و پوشش ديوار داخلي و خارجي مساجد در ايران پرداخته اند و کوشش مي کرده اند که کمال ذوق و هنر را در آراستن آنها به کار برند، هنرمندان ايراني محراب را هم عرصه هنرنمايي خود قرار داده تا قبله نمازگزاران خالي از لطايف هنري نماند و عابد را در خلوص و صفاي عبادتش ياري دهد. به موازات تحولاتي که در هنر تزييني ايران بعد از اسلام رخ داد محرابها هم از گوناگوني کم نظيري برخوردار شدند، چنانکه کمال هنر گچبري و کاشي کاري در آراستن محرابها نمايان شده است.اين عنصر معماري در مسجد جهت قبله را معين مي کند و معمولاً به صورت طاق نما و نصف استوانه و يا نصف منشور است که سقف آن را يک نيم گنبد تشکيل مي دهد ولي تاريخ استعمال آن - همانطور که گفته شد- مشخص نيست و جاي آن را در مسجد ابتدايي مدينه نيز معين نکرده اند. استفاده از اين طاق نما يا نيم حجم که نقطه مورد توجه مسجد است و معمولاً منبر در کنار آن قرار دارد، در بعضي از کشورها و بعضي مذاهب قبل از اسلام نيز معمول بوده است. در ميان مجموعه بناهاي مراکز شهرهاي رومي، از جمله رم، تالار مستطيل و ستون داري به نام «بازيليک» ساخته و به عنوان تالار محاکمات از آن استفاده مي شده است. در دو انتهاي اين تالار، معمولاً دو فضاي نيم مدور به نام «آبسيد» وجود داشته و احتمالاً محل جلوس هيئت قضايي بوده است. در مسيحيت از بازيليک رومي براي کليسا استفاده شد و با تغيير مدخل و جهت، يکي از آبسيدها به عنوان محراب انتخاب گرديد.
منبر
منبر محل جلوس وعاظ براي بيان مسائل مذهبي است، ولي اين عنصر که در فرهنگ نظام از آن به نام تختي که داراي يک پله يا بيشتر باشد و بر آن خطيب و واعظ و ذاکر مي نشيند ياد شده است، نوعي صندلي است و صندلي از قديم الايام در ايران، مصر، بين النهرين و ساير کشورهاي خاورميانه معمول بوده است. مي گويند پيغمبر اسلام (ص) در سال هفتم هجري منبر خود را ساخت و اين منبر داراي دو پله بود و بعدها به تدريج منبرها به صورت چند پله درآمد

2 comments:

Anonymous said...

salam
khube ke manbae matalebeto begi ta un matlab etebari bish az ini ke dare peida kone

reza

Samira F.Shalchi said...

سلام دوست عزیز
تشکر که از این وبلاگ دیدن کردین.
تمام مطالبی که از یک منبع خاص انتخاب شده با ذکر منبع وارد می کنم ولی بعضی از مطالب مانند همین پست با مطالعه ی چند منبع این خلاصه به دست آمده است در نتیجه از ذکر منبع خودداری کردمف ولی سعی می کنم از این به بعد تمام مطالب را با منبع اعلام کنم.
شاد و موفق باشید
خدانگهدار